حق

یادداشت های کم بیش روزانه یک دانش آموز
فالحق ما رضیتموه، والباطل مآ اسخطتموه
--------------------------------------------
حق آن است که آن را شما پسندیده،
و باطل آنچه شما از آن خشمگین باشید...


...........
آدرس قبلی : paramsy.blogfa.com
آخرین مطالب
پیوندها

۶ مطلب در تیر ۱۳۹۱ ثبت شده است

پنجشنبه, ۲۹ تیر ۱۳۹۱، ۰۶:۲۱ ب.ظ

Title-less

دیروز چه در بوق و کرنا کردند ، ندا را 

      امروز چه بی صدا می سوزند زنان میانمار

                                             

http://www.rajanews.com/detail.asp?id=131910

چهاردهم اسفند 1370
بیانات مقام معظم رهبری درباره مسلمانان میانمار

این وضع مسلمانان مستضعف بیچاره‌ى میانمارى است که دهها هزار نفر از آنها امروز با بدترین وضع در بنگلادش زندگى مى‌کنند. نمایندگان ما به آن‌جا رفتند و آمدند و خبرهایى به ما دادند که واقعاً خواب از چشم انسان مى‌پرد! چه‌قدر امروز دنیا نسبت به حقوق بشر - به معناى واقعى - بى‌اعتناست! مگر در دنیا صدایى از کسى بلند شد؟! یک مشت چکمه‌پوش دهها هزار مسلمان میانمارى را با فجیع‌ترین وضع از خانه‌ى خودشان بیرون کردند؛ بچه‌ها و زنان و مردانشان را کشتند؛ اموالشان را غارت کردند؛ هر کس توانسته جان خودش را بردارد، فرار کرده؛ در دنیا هم کسى به کسى نیست؛ نه سازمان ملل حرفى مى‌زند، نه کمیته‌ى حقوق بشر فریادى مى‌کشد، نه صلیب سرخ جهانى احساس مسؤولیتى مى‌کند، نه این کنفرانسها و مؤسسه‌هاى دروغىِ دفاع از حقوق بشر و دفاع از صلح و غیره حرفى مى‌زنند؛ کأنه اینها انسان نیستند! این، دشمنى دنیا را با اسلام و مفاهیم و ارزشهاى اسلامى نشان مى‌دهد؛ این نشان مى‌دهد که چه‌قدر نسبت به انسان بى‌اهتمام و بى‌اعتنایند و آنچه که درباره‌ى حقوق بشر و این‌گونه تعبیرات مى‌گویند، حربه‌یى سیاسى است؛ براى این‌که کسى را در جایى بکوبند؛ کسى را بزرگ کنند؛ دولتى را تضعیف کنند و مردمى را از صحنه خارج نمایند

۱۶ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ تیر ۹۱ ، ۱۸:۲۱
حق ...
چهارشنبه, ۲۱ تیر ۱۳۹۱، ۰۹:۴۶ ب.ظ

Title-less

 

 

 

آن عنصر محفوظ در خزانه ی الهی ، ناب تر شدنش در وجود هر کس را در گرو امتحان های مهلکی قرار می دهد که جز به تقابل حق وباطل نیست. و بی شک به ستوه آمدن باطل و تحقیرش به وضوح در لگد مال کردن حق نمایان است.

آنجا که عشق به حق استوار است و خباثت  باطل به هر چیزی چنگ می زند و نتیجه ای جز فرورفتنش در منجلابی که ساخته ندارد.

تاریخ هنوز خشم نیزه را بر سینه ی سمیه روی ریگ های داغ به یاد دارد و به گوش می رسد ضجه های باطل ، که تحقیر می شود با تسلیم بودن سمیه در برابر پروردگار محمد(ص).

و بانویی خدیجه را ، دوش به دوش محمد (ص) و ندای فاطمه را که : چنگ زنید به " حبل الله"

 و خطبه های زهرا یی اش ار که فروریخت هیبت پوشالی جاهل را و بعد... کینه و غضب را و گوشواره های کوچه را و چادر خاکی را و چادر سوخته را و گوشواره و گوش پاره را و فتح خیبری ِ سپهدار ِ دست بسته ی ِ شام ِ شوم ِ شام را.

و خانه نشینی های  شش ساله برای حفظ سنگر زهرایی را ..

و هنوز که هنوز است تاریخ می خواند ، مرضیه دباغ ها را ..سمیه های کردستان و فرنگیس حیدر پور ها را. شیر زنان خرمشهر را  مادران ِ فرزندان ِ غیور رو ح الله را و مروه شروینی هایی که هر ثانیه چون گرگ د رکمین نابودی شان هستند.

و امروز آیات القرمزی ها قیام می کنند .. هرچند زنی با  مو هایش روی آسفالت خیابان ها کشیده شود. هر چند مادری  زیر دست و پا کتک می خورد. هر چند با شدید ترین شکنجه ها زندان های دشمن را تحمل می کنند... اما قیام می کنند.

همانگونه که سمیه با عزت ماند .. همانطور که فاطمه و خدیجه جاودان ماندند.. و همانطور که زینب ، کاخ ظلم را در هم کوبید ، و همانطور که دباغ ها مادر یک انقلاب شدند، پرچم عزتِ اسلام که امروز بر دوش زنان شیر دل  مسلمان سرفراز است ، سرنوشتی را رقم می زند که پایانی جز " فان حزب الله هم الغالبون" ندارد. 

----------------------------------

شاید برای ....

 

 

پرنده وقتی در قفس باشد آزاد تر است...

هرچه می خواهد آواز بخواند هراسی از قفس ندارد...

فقط یک چیز احتمال دارد آن هم فدای آواز شدنش است که این شاید آرزویش در قفس باشد..

 

 

۵ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ تیر ۹۱ ، ۲۱:۴۶
حق ...
پنجشنبه, ۱۵ تیر ۱۳۹۱، ۰۴:۲۶ ب.ظ

ما یا اشداء علی الکفاریم یا رحماء بینهم

    همین مصداق بارز"اشداء علی الکفار و رحما بینهم " بودنتان شاید دلیلی باشد برای همان هایی که برادر خطابشان می کردید ، که مستور نگاه دارند ، آن پرونده ای را که حتما ختم به چند سیلی شما بر گونه هایشان می شود.

 سی سال فقط اظهار به منتظر بودن برای باز گشت شما و در دل و باطن عمل، ستیز با هر کاری که رو زنه ای به بازگشتتان داشته باشد و مسلم است خوش ترین جلوه ، همان " شهید " کردن این پرونده است.

و حتما منتتظران این 1178 سال هم از همین قماش بوده اند..

هر چند زمزمه هایی می آ ید....

(+) ...(++)


۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ تیر ۹۱ ، ۱۶:۲۶
حق ...
يكشنبه, ۱۱ تیر ۱۳۹۱، ۱۰:۴۸ ق.ظ

پدر عشق پسر


                                                      

 پدر پارچه را از روی چشمان پسر را باز کرد؛ نگاهی به صورت پسر انداخت، لبخندی زد و بر گردن پسر که سرخ شده بود بوسه ای زد. 

قربانی‌اش قبول افتاده بود؛ بی آنکه خونی بریزد.
□□□
این بار نوبت به او رسیده بود تا قربانی بدهد.
باید مثل نیاکانش قربانی می‌داد؛ باید بهترین را انتخاب می‌کرد؛ باید سنگ تمام می گذاشت؛ و گذاشت.
حالا... انگار جدش را می‌دید که در تمام دشت پراکنده شده بود.
پدر چشمان پسر را بست... دست به کمر گرفت، به زحمت بلند شد، رو به سوی خیمه ها کرد و... جوانان قومش را صدا زد.
قربانی‌اش قبول افتاده بود..
                                      

حمیدرضا رجبی

□□□
چه خوب شد که نبودی لیلا! ... تو می خواستی کربلا باشی چه کنی؟ که برای علی اکبر مادری کنی؟ که زبان بگیری؟ گریبان چاک دهی؟ که سینه بکوبی؟ که صورت بخراشی؟ که وقت رفتن مهر مادری سرشارش کنی؟ که قدمهایش را به اشک چشم بشویی؟... ببین لیلا! تو می خواستی چه کنی که زینب برای این دسته گل نکرد؟ به اشک چشم تمامی مادران سوگند که تو هم اگر در کربلا بودی باز همه می گفتند،

 مادر این جوان زینب است.

   سید مهدی شجاعی

---------------------------

" هر کجا می نگرم جسم تورا می بینم.... اربن اربا شده ای......."

ولادتتان را چه بگویم؟...

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ تیر ۹۱ ، ۱۰:۴۸
حق ...
جمعه, ۹ تیر ۱۳۹۱، ۰۵:۰۱ ب.ظ

مهر نوکری

 کاری از : آقای اسمائیل برات وند

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ تیر ۹۱ ، ۱۷:۰۱
حق ...
يكشنبه, ۴ تیر ۱۳۹۱، ۰۳:۲۴ ق.ظ

67/4/4

تیر ِ آفتابِ تیر ِ مجنون ، هنوز بر هور می بارد

آنجایی که مجنون  دیگر عاشق نیست ، وعده گاه معشوق است.

امروز علمدار ِ مجنونِ ولی ،  بر زمین منت می گذارد و تو با دست علمداری ات  ابالفضل وار از زمین می گذری..

                       


۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ تیر ۹۱ ، ۰۳:۲۴
حق ...